خانه / اخبار همایش‌ها / ملاک تحقق فوت؛ احکام حقوقی و کیفری مرتبط با مرگ مغزی

ملاک تحقق فوت؛ احکام حقوقی و کیفری مرتبط با مرگ مغزی

ملاک تحقق فوت؛ احکام حقوقی و کیفری مرتبط با مرگ مغزی

 

  • پرسش

 

شخصی دچار زندگی نباتی (مرگ مغزی) شده و به دلیل ضایعات مغزی غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران، فعالیت‏های قشر مغز خود را از دست داده و در حال اغمای کامل بوده و به تحریکات داخلی و خارجی پاسخ نمی‏دهد، ضمناً فعالیت‏های ساقه مغز خود را نیز از دست داده و فاقد تنفس و پاسخ‏گویی به تحریکات نوری و فیزیکی می‏باشد. در این‏گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت‏های مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته و ضربان قلب بیمار نیز به واسطه کمک دستگاه تنفس مصنوعی به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور می‏باشد. از طرفی نجات جان عدّه دیگری از بیماران منوط به استفاده از اعضای مبتلایان به مرگ مغزی است. حال با عنایت به این‏که بیمار مبتلا به مرگ مغزی، فاقد تنفس، شعور، احساس و حرکت ارادی می‏باشد و هیچ‏گاه حیات خود را باز نمی‏یابد، بفرمایید:

الف. شخص مصدوم فوت شده تلقی می‏گردد یا زنده است و احکام میت از قبیل ارث و دیه به وی تعلق می‏گیرد یا نه؟

ب. چنانچه زنده تلقی گردد و دچار فلج اندام‏های بدن، عدم کنترل ادرار و مدفوع و امثال این نوع صدمات شده باشد، نحوه تعیین دیه چگونه است؟[۱]

 

  • پاسخ

آیت الله العظمی محمد تقی بهجت(ره)

الف. احکام موت بر موت عرفی مترتب می‏شود.

ب. وقتی که موت عرفی محقق شد دیه‏ طرف در دیه‏ نفس تداخل می‏کند در دیه شرعی البته دیهء طرفی که منجر به موت شده و در دیه صلحی تابع مختار در قصاص است والله‏العالم.

۲۰/۰۴/۱۳۸۱

آیت الله العظمی سید علی سیستانی

الف. احکام میت تابع صدق عرفی موت است و تا قلب فعالیت دارد عرفاً مرگ صدق نمی‏کند.

ب‏. مقدار دیه آن مانند دیه قطع اعضای انسان زنده است. ۲۶ ذی‏الحجه ۱۴۲۲ه.ق

آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی

الف. معیار در موت و حیات نظر عرف است پس تا وقتی عرف او را زنده بداند احکام میت بر او جاری نمی‏شود گرچه از ادامه حیاتش مأیوس باشند و تا وقتی که قلب کار کند ولو به کمک دستگاه تنفس مصنوعی عرف او را زنده می‏داند والله العالم.

ب. با این‏که بر حسب جواب اول شخص مزبور میت محسوب نمی‏شود دیه جنایات وارده بر او مثل سایر احیاء است والله العالم.

۲۵/۱۲/۱۳۸۰

آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی (ره)

الف. خیر فرد مذکورعرفاً زنده محسوب می‏شود و تمام احکام فرد زنده را دارد.

ب. اگر به همین صورت زنده بماند برای هر عضوی که از دست داده یا هر حواسی که از بین رفته دیه مستقل تعلق می‏گیرد که ممکن است دیه او به مقدار چند دیه کامله برسد.

۲۸/۱۱/۱۳۸۰

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

درباره مرگ مغزی جواب مشروحی نوشته‏ایم که در صفحه ۴۸۳ جلد اول استفتائات جدید آمده است و در ضمن افرادی که گرفتار مرگ مغزی شده‏اند مانند انسان مذبوح‏اند که هنوز کاملاً نمرده و در این حال قسمتی از احکام اموات و قسمتی از احکام احیاء را دارند که شرح آن را در جای خود داده‏ایم. یک نسخه استفتائات جلد اول و دوم برای شما ارسال گردید. همیشه موفق باشید.

۲۹/۱۲/۱۳۸۰

{{(پرسش و پاسخ موجود در استفتائات بدین شرح است:سؤال ۱۵۷۷– درباره مرگ مغزى بارها سؤال کرده‌ایم و جواب فرموده‌اید اجازه دهید آن را بصورت کلّى‌تر مطرح کنیم، در مورد مرگ مغزى که مغز از کار افتاده و تنها دستگاههاى حیات نباتى کار مى‌کند و هیچ امیدى به بازگشت چنین کسى به حیات حیوانى و انسانى نیست احکام مختلفى در زمینه مسائل گوناگون حقوقى و مالى و پزشکى تصوّر مى‌شود لطفاً شرح جامعى درباره تمام این مسائل هر چند بصورت فشرده بیان فرمایید؟

جواب: با توجّه به این که پزشکان تصریح مى‌کنند اینگونه افراد مانند شخصى هستند که مغز او بکلّى متلاشى شده و یا سر او را از تن جدا کرده‌اند که با وسایل تنفّس مصنوعى و تغذیه ممکن است تا مدّتى به حیات نباتى او ادامه داد، یک انسان زنده محسوب نمى‌شوند در عین حال یک انسان کاملا مرده هم نیستند‌. بنابراین در احکام مربوط به حیات و مرگ باید تفصیل داده شود مثلا احکام مسّ میّت، غسل و نماز میّت و کفن و دفن درباره آنها جارى نیست تا قلب از کار بیفتد و بدن سرد شود اموال آنها را نمى‌توان در میان ورثه تقسیم کرد و همسر آنها عده وفات نگه نمى‌دارند تا این مقدار حیات آنان نیز پایان پذیرد ولى وکلاى آنها از وکالت ساقط مى‌شوند و حقّ خریدوفروش یا ازدواج براى آنها یا طلاق همسر از طرف آنان را ندارند و ادامه معالجات در مورد آنها واجب نیست و برداشتن بعضى از اعضا از بدن آنها در صورتى که حفظ جان مسلمانى متوقف بر آن باشد مانعى ندارد، ولى باید توجّه داشت که اینها همه در صورتى است که مرگ مغزى به طور کامل و بصورت قطعى ثابت گردد و احتمال بازگشت مطلقاً وجود نداشته باشد.)}}

آیت الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

در مفروض سؤال اگر زنده ماندن چند نفر یا یک نفر بسته به عملی که اشاره شده باشد، اشکال ندارد.

۱۳/۱۲/۱۳۸۰

آیت الله العظمی حسین نوری همدانی

الف. مرده محسوب نمی‏شود.

ب. اگر به جهت صدمه وارده، وفات نماید، تنها دیه قتل را باید پرداخت نماید.

۱۳/۱۲/۱۳۸۰

  اداره حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۲۳۳۴/۷ تاریخ ۲۵/۳/۱۳۸۱

بازگشت به مرقومه شماره ۱۵۸۹/۸۱/۱ مورخ ۱/۲/۱۳۸۱ در خصوص نامه شماره ۱۶۲۶/۱ مورخ ۱۸/۱۱/۱۳۸۰ نظریه مشورتی اداره کل حقوقی با توجه به قوانین موضوعه بشرح زیر اعلام می‏شود:

نظر به اینکه قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است در تاریخ ۱۷/۱/۷۹ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و مورد ایراد شورای نگهبان هم واقع نشده است و آئین‏نامه اجرائی قانون مذکور نیز در جلسه مورخ ۲۵/۲/۱۳۸۱ هیات وزیران تصویب شده و در روزنامه رسمی شماره ۱۶۶۸۳مورخ۲۲/۳/۸۱ به چاپ رسیده است از لحاظ قانونی باید طبق مقررات مذکور عمل شود.

 

مرکز مطالعات فقهی پزشکی قانونی

[۱]. گنجینه استفتائات قضایی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی قضا – قم، سؤال ۱۴۸٫

همچنین ببینید

عدم توارث در شبیه سازی انسان

عدم توارث در شبیه سازی انسان   پرسش از آن جا که در قرن بیستم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *